سيد محمد باقر برقعى
58
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
تضمين غزلى از مولانا جامى جمال حقّ چه سالها كه من اى دوست آرزوى تو كردم * طواف كعبه به شوق رخ نكوى تو كردم به تار موى تو سوگند ، دل بهسوى تو كردم * « به كعبه رفتم و زانجا هواى كوى تو كردم جمال كعبه تماشا به ياد روى تو كردم » * به جلوهگاه جمالت ز يمن همّت و الا هواى وصل توام برد سوى عالم بالا * ز لا گذشتم و دل گشت غرق جلوهء الّا « شعار كعبه چو ديدم سياه دست تمنّا * در از جانب شعر سياه موى تو كردم » گهى ز ناز تو جانا دل از تو باز گرفتم * به طوف كعبهء حق گه ره حجاز گرفتم نيازمند تو بودم هواى ناز گرفتم * « چو حلقهء در كعبه به صد نياز گرفتم دعا به حلقهء گيسوى مشكبوى تو كردم » * مريد پير مغانم ز روى صدق و ارادت كه رهنمون من آمد بهسوى عشق و سعادت * تو هرچه كاستى از مهر شوق گشت زيادت « نهاده خلق حرم سوى كعبه روى عبادت * من از ميان همه روى دل بهسوى تو كردم »